تئوری برابری equity
تئوری برابری که برای اولین بار توسط ایستیسی آدام نام گذاری شد براین پایه استوار است که اشخاص می خواهند با آنها بر اساس عدالت رفتار شوند دراین تئوری برابری به عنوان باوری که آیا با ما در ارتباط با دیگران به انصاف رفتار شده است تعریف میشود ونابرابری Inequity اینکه با ما در ارتباط با دیگران به انصاف رفتار نشده است تئوری برابری یکی از موضوعات نظریه ایست که از فرایندهای مقایسه اجتماعی بدست آمده مقایسه های اجتماعی شامل ارزیابی موقعیت خویش در عرصه موقعیت دیگران می باشد|
ادراک برابری:
فرایند چهار مرحله ای که طی آن ادراکهای نابرابری اشخاص شکل می گیرد و اگر در سازمان قرار گیرد نخست شخص چگونگی رفتار سازمان با خود را ارزیابی می کند وسپس چگونگی رفتار سازمان با دیگری را مورد ارزیابی قرار می دهد مبنای مقایسه دیگری ممکن است یکی از اعضای همان گروه کاری باشد ویا شخصی دیگری در دیگربخشهای سازمان ویا حتئ مجموعه ای از اشخاص سرتاسر سازمان بعد از ارزیابی نحوه برخورد سازمان با شخص دیگری و در نهایت نتیجه ارزیابیها با یکدیگر مقایسه می شود و شخص موقعیت خودرا با موقعیت دیگری مقایسه می کند پیامدهای این مقایسه ممکن است برابری یا نابرابری باشد وی ممکن است برحسب شدت این احساس به کارهایی دست بزند .
ارزیابی خود، ارزیابی دیگری ، مقایسه خود با دیگری و احساس برابری یا نابرابری.
داده inputs:داده ها یعنی آنچه شخص به سازمان می دهد مانند تحصیلات تجربه کوشش و وفاداری.
ستاده outcomes:دریافتی شخص از سازمان در مقابل داده ها مانند حقوق و مزایا، روابط اجتماعی و شهرت .
بخشی از ارزیابی داده ها و ستاده های خود با دیگری و ارزیابی به وسیله های مشاهدات عینی و بخشی بر ادراکات فرد استوار است.
ستاده های خویش / تقسیم بر داده های خویش مقایسه می شود ستاده های دیگری / تقسیم بر داده های دیگریشخص نسبت ستاده با داده های خود را با نسبت ستاده به داده های دیگری مقایسه می کند لازمه برابری؛ برابر بودن داده ها و ستاده ها نمی باشد بلکه کافیست نسبت آنها برابر باشد.
واکنشهای افراد در مقابل برابری و نابرابری
آدامس در مقابل برابری و نابرابری ۶ واکنش را پیشنهاد می کند:
اول تغیر داده ها شخص می تواند بر اساس جهت نابرابری کدام طرف باشد کوشش خود برای انجام وظایف بی افزاید یا بکاهد ؛ اگر شخص احساس کند که متناسب با تلاشی که می کند ستاده متناسبی را دریافت نمی کند از تلاش خود می کاهد یا بالعکس
دوم تغیر ستاده : ممکن است شخص ستاده خود را با درخواست افزایش حقوق و جستجوی راههای برای رشد افزایش دهد.
سوم تغیر ادراک از خود : یکی از واکنشهای پیچیده تغیر ادراک فرد از خویش می باشد فرد ممکن است بعد از دیدن نابرابری ارزیابی اولیه که از خود به عمل آورده است تغیر دهد و به این نتیجه برسد او کمتر از آنکه فکر کرده است از سازمان دریافت می کند
۴ تغیر درک از دیگران: در عمل مشابه شخص ممکن است ادراک خود را از داده یا ستاده دیگری تغیر دهد
۵ تغیر موضوع مقایسه : ممکن است فرد به این نتیجه به رسد که بطور مثال فرد مورد مقایسه با رییس رابطه خوبی دارد یا توانایی ها یا مهارتهایی دارد و باید فرد دیگری را برای مقایسه انتخاب کند
۶ ترک سازمان : در آخر فرد به این نتیجه به رسد که سازمان را ترک کند و این آخرین راهکار برای کاهش نابرابری می باشد.
تئوری برابری سه پیام به مدیران به همراه دارد
نخست : هریک از اعضای سازمان باید مبنای پرداخت پاداش را بدانند: به طور مثال اگر پاداش بیشتر به کیفیت کار تعلق می گیرد این موضوع به روشنی به اطلاع کارکنان برسد
دوم اشخاص از چند دیدگاه به پاداشهای خود نگاه می کنند بعضی دیدگاه ملموس و مادی آنرا در نظر می گیرند وبرخی دیدگاه های غیر ملموس آنرا درمی یابند
سوم اقدام اشخاص برپایه ادراک از واقعیت می باشد بطور مثال اگر دو نفر یک سان کار کنند و دریافتی های یکسانی داشته باشند اما هر کدام از آنها فکر کند از دیگری بیشتر کار کرده ادراکش بر اساس درکی که کرده است خواهد بود
ارزیابی تئوری برابری
§ تحقیقات انجام شده بیشتر واکنشهای افراد را در برابر پرداختهای ناعادلانه مورد تایید قرار داده است، ولی در مجموع به نظر می رسد که این تئوری توسط تحقیقات انجام شده مورد تایید قرار گرفته است، یکی از نتایج جالب این تحقیقات، یکسان نبودن واکنش زنان و مردان در مقابل نابرابری می باشد.
مصداق های مدیریتی تئوری برابری
§ پاداش های سازمانی و سیستمهای پاداش
§ سه پیام برای مدیران به همراه دارد:
§ نخست، هر یک از اعضای سازمان باید مبنای پرداخت پاداش را بدانند.
§ دوم، اشخاص از چند دیدگاه به پاداشهای خود نگاه می کنند.
§ سوم، اقدام اشخاص برپایه ادراک آنها از واقعیت می باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۱۱/۰۸ساعت 14:53  توسط غلامرضا اسگندری
|